به كجا چنين شتابان....

ته سكس هيچي نيست...... هيچي هيچي هيچي.....

اگه دختري كه مي خواي باهاش بخوابي هم زبونت نباشه..... دوسش نداشته باشي..... ملاحظه تو نكنه...... دركت نكنه..... دركش نكني..... بهت اعتماد نداشته باشه..... يا حتي دوستم داشته باشه ولي يك طرفه باشه..... حتي اگه آدم واقعا خوبي هم باشه...... ولي هم زبون و هم دلت نباشه سكس داشتن باهاش هيييييييييچ لذتي نداره جز همان لحظه ي ارگاسم......

جمله اي از خود واقعيم: لذتي كه در صحبت كردن با يك دختر خوب و مومن و با احساس و شعر شناس هست، در سكس داشتن با زيباترين دختر و بهترين دختر دنيا نيست..... هم زبوني آقا..... هم زبوني......

من از يادت نمي كاهم....

دلم سكس ميخواد..... هرچقدم فراموشش كنم باز فراموشي ناپذيره......

كاش يه هم بالين خوب..... همسر خوب..... هم خوابه ي خوب پيدا بشه..... 

سيلي هايي كه بايد خورد.....

باز هم زندگي داره روي سختشو به رخم ميكشه...... اوضاع سركار دقيقا آنجور كه نمي خواهم پيش مي رود با اينكه كارم آنچنان هم عقب نيست...... با طول كشيدن كارم تكليف زندگي و سربازي هر روز دارد نا معلوم تر مي شود...... و فكري كه امشب به قدري خراب بود كه نه توانستم ناهار درستي بخورم و نه توانستم جز كاسه اي ماست چيزي ديگري به عنوان شام بخورم...... بهانه گيري ها و نا ملايمتي هاي عجيب و غريب بابا هم مزيد بر علت.......

در پست بعدي در خصوص بابا مطالبي خواهم گذاشت.....

گمان...

چندي ست بر اين باور شده ام كه وصله ي مردمان اين روزگار نيستم...... هر چه كه باشم..... چه خوب و چه بد..... تعلق به زمان ديگري دارم كه بر اساس مصلحت و حكمت يك وجود ديگر، براي اين مقطع از تاريخ آفريده شده ام..... 

و شايد هم بي لياقتي خودم بود..... در آن روز كه خيلي ها سريع گفتند "بله"..... من قدري تعلل كردمو  از زماني كه گمان مي كردم به آن تعلق دارم جا ماندم......

امتحان

امشب حوصله ندارم جواب كسي رو بدم..... حتي پتانسيل دارم به همه فحش بدم......

خيلي اتفاقات بدي داره پشت سر هم ميفته.... خدا بلا رو از همه دور كنه...... تا اين لحظه پنج شيش نفر مريض داريم تو فاميل و يك نفرم امشب مرد......

شخصیت

برگشته ايميل فرستاده كه ارتباط تاريخ تولد و شخصيت...... ماهم جهت كنجكاوي عدد تولد رو به دست آورديم..... بعد نوشته شخصيتت اينه:

هفت ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با این که در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچ گاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوف های آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه !

خودتون قضاوت كنيد.......

كامنت هاي ماندگار 3

"میگه تولدهرنوزادی به این معنیه که خداهنوزازمون قطع امید نکرده"

جمله ي عميق و خوبي بود...... لحظاتي منو به فكر فرو برد......

سنگپا....

بعضي دخترا هستن زرنگن...... زرنگ به معني باهوش..... با احساسم هستن...... دنبال آرامشم هستن...... آرامشي كه تنها در آغوش شوهر مي تونن بهش برسن...... مادراي خوبي هم ميشن...... ايمانشون هم اگه تق و لق باشه ميشه با يه كم وقت گذاشتن اونم درست كرد...... آهان پرت شدم از قضيه.......

داشتم مي گفتم زرنگ و باهوشن...... بعد ميان تو وبلاگ من...... قلم منو كه مي خونن پي مي برن اين آدم به احتمال قوي همون آدميه كه براي يه عمر زندگي دنبالش مي گشتن...... ولي روشون نميشه رك و راست حرفشونو بهم بزنن...... بعضياشونم با احتياط حرفشونو ميگن ولي اونام متاسفانه نمي دونن من چه آدم داغونيم...... اونا درست تشخيص ميدن ولي من ديگه عوض شدم...... به خوبي قبل نيستم.... دختراهم وقتشونو تلف ميكنن اگه به من فكر كنن.....

پي نوشت: نمي دونم چيز ديگه اي هم مي خواستم تو اين پست بنويسم يا نه..... فعلا كه چيز ديگه اي يادم نمياد....

بيماري واگير....

ببين! يه مشت آدما هستن ديوونن در حاليكه خودشون نمي دونن ديوونن...... ولي منو دارن ديوونه مي كنن......

شايد من ديوونم و اونا رو ديوونه فرض مي كنم..... در حاليكه اونا عاقلن و با عقلانيتشون دارن منو ديوونه تر مي كنن.....

شايدم كلا همه ديوونه ايم..... و شايدم همه عاقليم...... ولي دنيا ديوانه وار دارد پيش مي رود...... دنيا را ديوانه وار داريم پيش مي بريم.....

ديوونم كرديد......

ميوه ممنوعه

فائزه دختري بود كه تنها به من تن نداد و غير از من همه از او بهره بردند...... و حالا كه صيغه ي مردي شده كه.....

نمي دونم......

اين وسط فقط من ميوه ي ممنوعه بودم......

شمارشو پاك مي كنمو ديگه هيچ كاري باهاش نخواهم داشت....

امشب 2

امشب با خانومم شب خوبي داشتيم...... من همش دلم ميخواست گريه كنم و اونم با اينكه ازم دور بود كلي باهام همدردي كرد...... انقد خوب بود كه دلم ميخواست كنارم بود و تا صبح تو بغلش گريه مي كردم.....

__________________

توضيحات به منظور جلوگيري از سوالات احتمالي:

خانوممه..... يني صيغه ي منه...... دارم به ازدواج دائم باهاش فك مي كنم....... و شايد بشه و شايدم نشه......

اف بي.....

پيشرفت چشمگيري در اينجا حاصل نميشود...... حتي پيشرفت غير چشمگيري......

با اينكه دلم نميخواد و با يكي از دوستان عهد كرده ايم كه فيسبوك نزنيم...... شايد صفحه اي در فيسبوك بزنم جهت يافتن فاحشه اي چيزي براي رفع نياز و البته رفع پاكي.......

تا كنون هرچه پاك بوديم بس است...... 

به آنچه هم كه مي خواستيم نرسيديم...... برايمان هم مهم نيس ديگر كه آكبند به آغوش همسرمان برويم يا دست دوم.....

__________________________

دختراي زيادي اينجا دور و ورم هست ولي همه بي خاصيت و دنبال يك عشق و زندگي و ارتباط مانا..... كسي منو ساعتي قبول نمي كنه......  :))

دست ما كوتاه و .....

دلم براي اين دختر مي سوزه كه داره اين بلا ها رو سر خودشو آينده ش مياره...... و هيچ كاري هم از دستم بر نمياد...... به حرفمم گوش نميده......

نمي دونه از نظر من چقد ارزشمنده وگرنه اين كارا رو تكرار نمي كرد....... خدا نجاتش بده....... خدا نجاتمون بده.....

فرصت از دست رفته....3

يه نفر بود به نام فا....... حسرت سكس كردن با اين بشر موند به دلم.......

اون زماني كه اون خواست من گفتم نه....... اون زماني كه من خواستم اون گفت نه.....

البته من جاش بودم بعد از تموم شدن رابطمون خودمو به كسي ديگه آلوده نمي كردم.......

واقعا دختري بود كه دقيقا مي دونست تو سكس چي مي خوام.......