اول بگم مسافرتم.....

به مرور و با توجه به وقت از کافی نت جواب کامنتاتونو می دم.......

اندر احوالات زنان

خب اين خانمي كه ما گرفتيم خانم خوبيه.... اهل رعايت مسائل و آداب...... ولي خب بازم يه زنه....... خيلي حساس...... چپ و راست با من قهر مي كرد و منتظر بود من 30 بار تلفن بزنم و سي و يكمي رو جواب بده و من ازش عذر بخوام........

منم كه مثل هميشه محتاج :))))))

انقد كه تو اين مدت كوتاه احساس حقارت كردم و خودمو كوچيك كردم تو كل زندگيم تحقير نشده بودم.......

خدا نياره.....  :)

الهي نامه 4


ادامه نوشته

شد

دلم نمي خواد زودتر اظهار كنم كه بعدا نشه و من دوباره ناكام بشم......

اما بعد از كلي دعا و دعا و دعا و تلاش مسئله ي ازدواجم درست شد....... بازم مثل هميشه اميدم به خداست و فردا هم به خواست خدا بستگي داره.......

انشالله به خير باشد....  :)

باز از نو

كمي خسته و تنهام......

و خدايي كه در اين نزديكي ست....

پينوشت: تلاش ها براي عقد موقت يكي پس از ديگري به شكست مي رسد...... و شايد در اين حكمتي است.....

و اصطنعتك لنفسي/

سوال

يكي از اساسي ترين سوالات دينيم تو زندگي اينه كه آدم يه باباي بد اخلاق نفهم رو تا كي مي تونه تحمل كنه و هيچي بهش نگه.......؟؟؟؟

تذكره

مي دوني دلم از چي ميسوزه؟

دلم از اين مي سوزه كه هر وقت اومدم به كسي محبت كنم و مهربوني و احساس خرجش كنم، برگشت يه انگ ترحم به احساسات و مهربونيام زد و گفت اصلا دلم نمي خواد كسي بهم ترحم كنه......

اولا من نمي دونم اين ترحم يعني چي؟........ دين من مبتني بر ترحم به انسان هاست...... بفهميد تورو خدا

دوما اينكه من عادت دارم راه و چاه و به ديگران نشون بدم..... من بر اساس اعتقادم به آخرت هركس هر حرفي بزنه _دلشكسته باشه يا ظالم يا ناراحت يا خسته- سعي مي كنم بهش حرفايي بزنم كه به دردش بخوره...... چيزي بهش مي گم كه فشار روحيشو كمتر كنه...... اگه كساني ميبينن با اين قضيه مشكل دارن سعي نكنن منو عوض كنن...... من براي تك تك ترحم ها و مهربانيهام نزد پروردگارم جواب دارم......

پينوشت: دلم گرفت زياد........  :(

بعد نوشت: الان ديگه دلگير نيستم...... :)

اين روزا يكي از اصلي ترين كارهام شده رو زدن به اين و اون براي زواج موقت......

احساس مي كنم اگه با اين انگيزه در اقتصاد فعاليت مي كردم الان جزء 5 ثروتمند برتر جهان بودم......  :)

رفيق

دو روزه ازش يه شماره مي خوام...... شماره كه هيچي؛ ديگه جواب تلفنمم نميده......

خب بابا جان از اول بگو نمي تونم.... نميدم..... ندارم.....

گوش شنوا

بسياري از اوقات دوست دارم يه نفر كنارم باشه ..... هم قد و قواره خودم..... كه بشينم تفكرات و نتيجه ي تفكراتمو براش بگم..... و اونم با حوصله گوش بده..... گاهي حتي ايراد بگيره..... گاهي تكميلش كنه...... گاهي تحسينم كنه.....

بعضيا ميگن واسه خودم بگم...... اما اينجوري شيزوفرني مي گيرم و احساس ديوانگي بهم دست ميده.....

بعضيا ميگن با خدا زمزمه كن..... اينم نميشه.... خدا عالم كله.... بهتر و بي نقص تر از همه، اينا رو مي دونه....

من دارم صحبت از حضور يك انسان مي كنم..... يكي اينو بفهمه....

پي نوشت: افرادي كه در حال حاضر تو زندگيم هستن فاقد اين ويژگيا مي باشند.... :)

الهي نامه 3


ادامه نوشته

دوتا يكي

ظاهرا تا ثروت فراوان نداشته باشم، خبري از ازدواج موقت نخواهد بود.......

خب در اين صورت تفاوت ازدواج دائم و موقت چيه؟........ تازه با اين اوصاف ازدواج دائم شايد مقرون به صرفه تر هم باشه........

وظيفه

وظيفه ي زن در عالم وجود چيزي غير از اين است كه امروزه وظيفه ي خود مي داند........