امشب 2
امشب با خانومم شب خوبي داشتيم...... من همش دلم ميخواست گريه كنم و اونم با اينكه ازم دور بود كلي باهام همدردي كرد...... انقد خوب بود كه دلم ميخواست كنارم بود و تا صبح تو بغلش گريه مي كردم.....
__________________
توضيحات به منظور جلوگيري از سوالات احتمالي:
خانوممه..... يني صيغه ي منه...... دارم به ازدواج دائم باهاش فك مي كنم....... و شايد بشه و شايدم نشه......
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 2:0 توسط انسان له شده
|