آسمان ابري ست.....
حدودا 24 ساعت است كه بي ميلي و بي انگيزگي عجيبي زندگيم را فراگرفته است...... احساس خاصي ندارم..... نه ذوق و شوقي در دلم حس مي كنم و نه ناراحتي اي....... نه كسي يا چيزي در من حس جديدي به وجود مي آورد و نه حتي مثل گذشته تمايل به مرگ دارم......
از شنبه كه از زير سرم ها و آمپول ها رها شدم قلبم به عادت ماه هاي گذشته درد گرفته....... امروز داشتم فكر مي كردم بدنم اصلا به دارو عادت ندارد...... و شايد علت قلب دردم نيز همين باشد......
و البته در اين 24 ساعت نمي دانم چرا چند بار ياد آن الهه بي وجدان از سرم گذشته است......
آسمان ابري است......
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 15:59 توسط انسان له شده
|