اقرب...
مرگ نزديك تر از من به من است.......
و حالا تنها گزينه اي كه روي ميز ندارم خودكشي است.......
از زندگي راضي نيستم...... برخلاف گذشته كه راضي بودم...... در حال حاضر فقط از خدا راضي ام......
مي دونم سختي بيشتر اجر آدمو بالا مي بره ولي نميخوام تحمل كنم....... هر روز يا با همه دعوا و جنگ اعصاب دارم و يا بايد دعوا و جنگ اعصاب ديگران رو ببينمو تحمل كنم.......
شنيدم ديشب در پادگان يكي از سربازها خودكشي كرده..... ولي نجاتش داده اند...... دكتر ميگفت در اين مدتي كه اينجا بوده ام سه چهارتا خودكشي اتفاق افتاده......
قيامت گرفتاريم آقاجان.... گرفتاريم......
- خداوند دعاي بندگانش را مستجاب مي كند بي شك..... ولي آنگونه كه خود مي داند.......
- خداوند مرا بميراند تا خودم و جماعتي از دست همديگر خلاص شويم......
- دلم هيچكس را نمي خواهد......
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 0:20 توسط انسان له شده
|