زير باران....
تو آدمهايي را كه زير باران آتش ميگيرند را نمي فهمي.....
در اين مدت جمله اي به اين زيبايي نشنيده بودم....
________________________
بی تـو نـشـسـتم در خـیـابـان زیـر بـاران
گـویی کـه مـجـنـون در بیـابـان زیـر بـاران
افـتــاده نــان خشـکی از منـقـار زاغــی
گنجشک خیسی می خورد نان زیر باران
هـر کـس بـه قـدر روزی خـود سهـم دارد
سهـم مـن از تـو :چشـم گـریان زیر باران
ای کاش می شد با تو ساعتها قــدم زد
از راه آهـــــن تــا شـمـیـران زیــر بـــاران*
باور کن از تو دست شستن کار من نیست
عشق تـو می گــردد دو چــنـدان زیر باران
وقـتـی دعـــا در زیر باران مستجــاب است
دیـگـر چــه کـــاری بـهـتـر از آن زیــر بــاران
پــروردگــارا در غــیـاب حـضـــرت عـــشــق
رعدی بزن مارا بسوزان زیر باران
كاظم بهمني
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21:49 توسط انسان له شده
|