امروز اعصابم سگي شده..... از اتفاقات كوچيك يهو به جوش ميام...... امروز همش ميخواستم مثل سگ پاچه ي يكي رو بگيرم..... دو سه بار با صداي بلند با مادرم حرف زدم..... با عزيز دل..... با نگين..... با دوستم...... 

اصلا من اعصابم خورده..... به هيچكسم ربطي نداره......