امروز سخنران هيئت پادگان آقايي بود كه در پست قبل ازش نام بردم...... خيلي دلم ميخواست يه بار از نزديك ايشون رو زيارت كنم...... و موفق شدم..... و از قبل تصميم گرفته بودم امروز بعد از سخنراني برم جلو و بهشون سلام كنم و ازشون در مورد همون جمله اي كه خونده بودم سوال كنم ولي نشد.....

امروز حاج آقا در مورد حب دنيا و حب شهوات صحبت كرد...... گفت بدبخت مي كنه آدمو..... حرفاش عجيب بود..... راستم ميگه..... اين روزا كه تو خيابون ميرم هر دختري رو كه مي بينم يه جوري ميشم..... و فكرم ميره دنبال تنش..... اما سعي مي كنم زود نگاهمو كنترل كنم..... و سرمو بندازم پايين...... و حالم اساسي گرفته ميشه... از وضع جامعه... از ضعف خودم.....

مي ترسم...... شايد حب دنيا برام زياد جدي نباشه ولي مي ترسم اين حب شهوات يه روزي گرفتار جهنمم كنه.....