گوشي براي شنيدن....
چندين شب پيش فائزه با من تماس گرفت..... بعد از سلام و حال احوال شروع كرد به صحبت كردن..... گفت خيلي نياز داشته با كسي صحبت كنه و بهتر از من پيدا نكرده.... ميگفت يه گوش مي خواستم كه به حرفام گوش بده..... منم گوش شدم.... و گوش دادم..... البته خودمم مي دونم خيلي ها از صحبت كردن با من لذت مي برند.....
در ميان صحبت ها سراغ زندگي منو گرفت.... و از عزيز دل پرسيد..... گفتم خوبم و عزيز دل هم خوبه..... و اوضاعمون هم خوبست...... اين را كه گفتم كاملا ملموس بود كه روحيه حساس و شيشه ايش متاثر شد...... گفت اگه فك مي كني مزاحمم يا دلت نميخواد زنگ بزنم و باهات صحبت كنم بگو..... گفتم نترس..... مزاحم نيستي.... و اگه مزاحم باشي خودم بهت ميگم بدون تارف..... و باز هم از حرفم خوشش نيومد..... ولي خوشحالم از اينكه اين روزهايش بكام است.....
امان از اين احساسات زنانه..... و امان از اين حسادتي كه در زنها نسبت به هم وجود داره.....
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 15:25 توسط انسان له شده
|