يه بار تو دانشگاه يه دختري كه تيپش به فاحشه ها مي خورد تو كلاس با من تنها بود..... سر صحبتو باز كرد و رسيد به اينجا كه شما جماعت براي اينكه خودتونو حفظ كنيد ميل شهواني تون رو سركوب مي كنيد..... البته بر اساس تيپ ظاهريم مي گفت..... اون روز بهش گفتم اينطوري كه فكر مي كني نيست...... (حالا بحثمون خيلي مفصل بود.... بماند)

اما چند روز پيش داشتم بهش فكر مي كردم..... گفتم هي پسر بدم نگفتا..... بيا و اين ميل رو سركوب كن كه لا اقل خودت تو خيابون اذيت نشي.....

شهوتم زياد و امكانات كم...... كثافتا هرجور بخوان لباس مي پوشن.... از ساپورت گرفته تا مانتوهاي چسبون ...... بعد ميگن شما چشمتو كنترل كن...... آخه الاغ..... بيخيال.....

اين دو روزه تو خيابون كه راه ميرم تا ميخوام به يه دختري نگاه كنم فقط يه چيزي تو دلم ميگمو اصلا نگاه نمي كنم.... به خودم ميگم وقتي مال تو نيست نگاهش نكن. چه فايده اي داره؟.......

واقعا هم همينه..... وقتي جسم يك دختر بي شرف خياباني مال من نيست چرا بيخودي نگاهش كنم.....

من فقط عزيز دل خودم رو نگاه مي كنم...... :)

يه بيت شعر هم تقديم به عزيز دلم كه خيلي دوسش دارم:

آيينه پروري به تو بايد نگاه كرد     از هوش مي بري، به تو بايد نگاه كرد

البته فقط خودم نگاهت مي كنم بانو..... چشم نا محرمو در ميارم اگه نگات كنه....