امروز ساعت 4 با اون دختري كه قبلا در موردش گفته م قرار داشتم....... از سر كارم مه اومدم بيرون بهش زنگ زدم......تو دانشگاه با دوستاش بود...... گفت كي ميرسي گفتم ده دقيقه ديگه...... ولي چون انگار نمي تونست زود بياد منم پياده رفتم كه ده دقيقه دير تر برسم......

ساعت 4 و 20 دقيقه تو پارك بودم....... و تا 4 و 55 دقيقه نيومد...... تلفناشو يكي در ميون جواب ميداد...... جواب اسمس هم نمي داد......

نهايتا از پارك زدم بيرون...... زنگ كه رسيده تو پارك.... گفتم من بيرونم و خلاصه به من ملحق شد..... انگار جريان از اين قرار بوده كه به دوستاش گفته: "با دوستم قرار دارم" ..... اونام يه مشت انگل بي شعور...... گفتن ما كه تا فلان خيابون هم مسيريم باهات ميايم تازه دوستتم مي بينيم......(حالا خوبه نگفته كه دوستم پسره)

بعدشم تا مترو كه باهم اومديم بيش از سه چهارتا جمله حرف نزدم........ و از اين بابت هم ناراحت شد........

خلاصه فك مي كنم اگه امروز براي ديدنش نرفته بودم، صميميت و دوستي بينمون بيشتر و بهتر باقي مي موند......

واقعا شما زنا چه موجودات انگلي هستيد كه شرتون دامن خودتون رو هم ميگيره....... فقط مي دونم ما مردا اگه بدونيم دوستمون با يه نفر ديگه قرار داره هيچ انگيزه اي نداريم كه دنبالش راه بيفتيم دوستشو ببينيم.......