خير است انشالله
حالا دیگر
دلم تنگ می شود
برای آن فنچ نر که تنها درون قفس در لاک خود فرو رفته است...
دلم کنار آن فنچ ماده،دفن می شود...
دلم تنگ می شود برای مادری که اخبار تلویزیون را بی کم و کاست برای پسرش می گفت تا شاید هم صحبتی پیدا کند...
دلم تنگ می شود برای استاد،هم اویی که با دیدن گنبد امام علی در نجف به یاد تو می افتاد...
دلم تنگ می شود برای انارهای خانه ی پدری
دلم تنگ میشود برای چهارشنبه ها و روضه...
دلم تنگ می شود برای عصبیت های گاه به گاه پدر...
دلم تنگ می شود برای قلیان،برای تسبیح
دلم تنگ می شود برای هر آنچه که باتو هم خانه است...
دلم تنگ می شود برای تو...
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 14:18 توسط انسان له شده
|