كات
-خيلي نامردي....
به همسر سابق زنگ مي زنم:
- سلام..... خوبي؟..... چه خبر؟......
-سرما خوردم........بيا ببينمت......
- باشه..... كي . كجا؟
قرار تعيين مي شود.....
امروز غروب قرار شد برم فلان پارك ببينمش..... ساعت شيش و نيم تا 7 قرار آمدن است...... ساعت 5 بهش اس زدم كه يادت نره.......نوشت نميام...... طبق معمول فكر مي كنم داره لوس بازي در مياره و دروغ ميگه.....
راس شيش و نيم اونجا بودم..... اس دادم كجايي؟
- نميام....برو
-انقد ميشينم تا بياي.....
-نميام بايد برم دكتر
-بگو كجايي تا من بيام ببينمت
جواب نداد
زنگ زدم
جواب نداد
بگو كجايي من بيام
جواب نداد
ده دقيقه به هفت از پارك مي زنم بيرون......
ساعت هفت و ده دقيقه زنگ زده كه كجايي؟..... ميگم رفتم الان نزديك خونه م....... ميگه مگه نگفتي ميشيني تا من بيام؟...... ميگم مي تونستي ي اس بدي كه داري مياي...... قطع مي كند و اس ميزند كه ديگه نمي خوام ببينمت......
جواب نمي دهم......
مجدد زنگ مي زند: شماره منو از گوشيت پاك مي كنيا.......
گفتم مي تونستي ي اس بدي كه داري مياي......
-شماره مو پاك مي كني.......
گفتم باشه باشه و گوشي رو قطع كردم......
و الان ديگه حتي به تن او هم احساس نيازي نمي كنم....... حالا خودش را جر بدهد و ما محل سگ به او نگذاريم...... :)
پينو: آدم خوبيه..... ولي اين زود رنجي هاش اعصابم رو ملوث مي كنه......